السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

33

حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )

رها كردن آهوى دربند براى شيردادن به فرزند گرسنه‌اش 9 - روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در مسير راه با آهوئى كه به طناب خيمه‌اى بسته شده بود روبرو شد - صاحب خيمه شخصى يهودى بود - . هنگاميكه آهو حضرت را ديد گفت : - يا رسول اللَّه - من مادر دو بچه آهو هستم كه آنها از من دور هستند و تشنه مىباشند . و پستانم از شير پر شده است . مرا باز كن تا به سوى فرزندانم بروم و پس از آنكه به آنها شير دادم به اينجا برمىگردم تا مرا به اين خيمه ببندى . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : مىترسم بازنگردى . آهو گفت : خداوند مرا عذاب كند اگر برنگردم . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله طناب را باز كرد و آن آهو رها شد و به طرف فرزندان خود رفت . هنگاميكه آهو به نزد فرزندان خود رسيد ماجراى آزادى خود را براى آنها بازگو نمود . آن دو بچه آهو به مادر خود گفتند : چون پيامبر چشم‌انتظار بازگشت تو مىباشد ما اينجا شير نمىخوريم . سپس آن آهو به همراه دو فرزند خود به آن محل بازگشت . وقتى كه آن سه آهو به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند به ثناگويى از ايشان پرداختند . و دو بچه آهو سر خود را به بدن پيامبر صلى الله عليه و آله مىكشيدند . هنگاميكه صاحب خيمه اين صحنه را ديد گريه كرد . و سپس مسلمان شد و به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : اين آهو را آزاد نمودم و به شما بخشيدم . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله پارچه‌اى را به عنوان علامت بر گردن آن سه آهو بست . و فرمود : گوشت شما را بر شكارچيان حرام نمودم .